آذربایجان دموکرات فرقه سی

Azərbaycan Demokrat Firqəsi

فرقه دموکرات آذربایجان

روز دانشجو

اتحاد، مبارزه، پیروزی“

62 سال قبل در حالیکه فضای کشور به شدت تحت تاثیر کودتای آمریکایی ـ انگلیسی 28 مرداد 1332 قرار داشت و کودتاچیان مست پیروزی بودند، اعتراض دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران در روز 16 آذر 1332 خواب را از چشم کودتاچیان ربود. رژیم شاه که با کمک دول غربی به سلطنت برگشته بود، سراسیمه حکم سرکوب اعتراضات دانشجویی را داد. نیروهای سرکوبگر جنبش دانشجویی را به خون کشید. سه نفر از دانشجویان مبارز با نام های مصطفی بزرگ نیا، شریعت رضوی (توده ای) و احمد قندچی (مصدقی) در این درگیری به شهادت رسیدند.

به پاس حانفشانی و مبارزات دانشجویان، روز 16 آذر بعنوان روز دانشجو نام گذاری شد. و هر ساله ازسوی نیروهای انقلابی، کارگران و زحمتکشان، مخصوصا دانشجویان سراسر کشور، این روز گرامی داشته می شود.

جنبش دانشجويي با وجود همه دشواری های سال های اخیر و با وجود شهدا و مبارزان بيشماری که در طول شش دهه گذشته جان شریف خود را بر سر این آرمان فدا کرده اند همچنان به پيکار دليرانه خود بر ضد استبداد و بی عدالتی حاکم ادامه داده و مي دهد.

جنبش دانشجوئي ايران داراي تاريخ پرافتخاري است و بحق مي توان ادعا کرد که اين جنبش در جریان سالهاي طولاني مبارزه همواره فريادگر صادق خواستهاي خلقهاي ميهنمان بوده است. اگر چه امپرياليسم و ارتجاع تلاش هاي زيادي کرده اند تا جنبش دانشجوئي کشورمان را از بستر تکامل تاريخي و اجتماعي خود جدا سازند و در راه قدرتمندان و زورگويان به بيراهه کشند، اما با قاطعيت مي توان گفت که در اين امر به هيچ روي موفق نبوده اند. جنبش دانشجوئي ايران با شناختي آگاهانه از سير تکامل منطقي مبارزه و الزامات آن به پيکار بزرگ خود برضد استبداد و بي عدالتي ادامه داده است.

جنبش دانشجوئي ايران در سده گذشته ودرجريان مبارزات خلقهاي ايران براي نيل به استقلال، آزادي و عدالت اجتماعي داراي جايگاه ويژه اي است. اين جنبش ريشه در سنن درخشان نشات گرفته از مبارزان انقلاب مشروطيت، مبارزه شورانگيز حيدر عمو اوغلی و نبرد جانانه و دليرانه دکتر اراني و يارانش با ديکتاتوري رضاخاني و ارتباط نزديک اين مبارزه با نيروهاي مردمي بويژه دانشجويان و روشنفکران دارد.

جنبش دانشجوئي ايران نزديک به هشت دهه پيش و با تاسيس مدارس عالي و نخستين دانشگاه ايران يعني دانشگاه تهران اغاز مي گردد. شکل گيري اين جنبش در شرايط تسلط استبداد رضا شاه واکنشي در برابر محروميت ها، ستمگري ها و بي قانوني هاي جامعه آن روز ايران بود. وجود اين عوامل عيني همراه با راهنمايي هاي روشنگرانه مبارزان مترقي آن دوران، موجب آن گشت تا دانشجويان ايران خيلي زود به عنوان يک نيروي آگاه و مهم وارد صحنه فعاليت اجتماعي کشور شوند. اعتصاب دانشجويان دانشسراي عالي در سال 1315 (نخستين جنبش اعتصابي دانشجويان در ايران) تاثير شگرفي در شکستن سکوت گورستاني آن دوران جامعه ايران بر جاي گذاشت. اين اعتصاب و اعتصابات پياپي ديگري که در سالها 1316-1315 در دانشکده فني، پزشکي، حقوق، علوم و ادبيات دانشگاه تهران صورت گرفت از آن جهت حائز اهميت است که در عين مبارزه براي خواستهاي صنفي نشانگر آگاهي فزاينده اجتماعي و سياسي دانشجويان ايران بود. با واژگوني رژيم استبدادي رضا شاه در شهريور 1320 و بر خورداري جامعه آنروز ايران از برخي آزاديهاي نسبي، فعاليتهاي دانشجويان در راه تشکل سازماني آغاز گشت. اين فعاليتها در اوائل سال تحصيلي 1324 – 1323 به پايه گذاري اتحاديه دانشجويان دانشکده هاي پزشکي، داروسازي، دندان سازي و اموزشگاه عالي مامايي انجاميد. در سالهاي 1325 – 1324 دانشجويان دانشکده هاي فني، علوم و کشاورزي نيز سازمانهاي خود را تشکيل دادند.

فعاليت جنبش دانشجويي ايران در اين دوران و پس از فروکش نسبي و موقت مبارزه، پس از سرکوب نهضت دموکراتيک آذربايجان، مجددا در سال 1326 اوج مي گيرد و اندک اندک گسترش مي يابد. در سال تحصيلي 1328 -1327 اولياي دانشگاه کوشيدند تا با طرح تعهدنامه، دانشجويان را از هرگونه فعاليت صنفي و سياسي محروم سازند. مبارزه بر ضد اين تعهدنامه به تشکيل ”سازمان موقت دانشجويان کوي دانشگاه“ منجر گشت. پس از ترور نافرجام محمد رضا شاه در 15 بهمن 1327 عده يي از مبارزترين دانشجويان دانشگاه تهران قرباني ترور و اختناق رژيم شاه شدند. اعتراض دانشجويان مقيم کوي دانشگاه تهران به شرايط زندگي خويش در آبان و آذر 1328، سرانجام در تاريخ 9 آذر 1328 به پايه گذاري ”سازمان موقت دانشجويان کوي دانشگاه“ انجاميد.

در جريان اعتصاب 4 ماهه دانشجويان دانشکده پزشکي در سال 1329 دانشجويان بيش از پيش به ضرورت پي ريزي يک سازمان واحد و متشکل صنفي پي بردند. پس از تشکيل سازمان دانشجويي در دانشکده هاي مختلف سرانجام در 22 ارديبهشت 1329 نمايندگان منتخب سازمان ها براي تشکيل سازمان دانشجويان دانشگاه تهران گرد هم آمدند ودر 24 ارديبهشت در گردهمایی باشکوهي در محوطه دانشگاه تهران تاسيس“سازمان دانشجويان دانشگاه تهران“ را اعلام کردند.

در دوران ملي شدن صنعت نفت نهضت ضدامپرياليستي و دموکراتيک ايران از جمله جنبش دانشجويي به اوج خود رسيد. دانشجويان ايران دوش بدوش ساير هم ميهنان خود عليه استعمار و در راه اهداف آزاديخواهانه نهضت ملي گام برداشتند و از همين رو نيز از توطئه نيروهاي ارتجاعي در امان نبودند. کودتاي شوم 28 مرداد 1332 که از سوي سازمان اطلاعات و امنيت آمريکا (سيا) طراحي و سازماندهي و با همکاري ارتجاع داخلي به پيروزي رسيده بود از همان آغاز در پي آن بود که به آرزوي ديرينه و کينه توزانه ارتجاع در تلاشي قطعي جنبش دانشجويي ايران جامه عمل بپوشاند. از همين رو بلافصله پس از کودتا عده زيادي از دانشجويان دستگير و يا از دانشگاه اخراج شدند. همچنين از فعاليت قانوني و علني سازمان دانشجويان دانشگاه تهران نيز جلوگيري بعمل آمد. اما عليرغم آن همه دانشجويان از همان فرداي کودتا، اين توطئه ضد خلقي و ضد دانشجويي را محکوم کردند و آمادگي خود را براي پيکار برضد رژيم کودتا اعلام داشتند.

هنوز کوتاه زماني از کودتاي امپرياليستي و ارتجاعي 32 نگذشته بود که مبارزات خلقهاي ايران و همگام با آنان دانشجويان دانشگاهها بار ديگر آغاز شد. نخستين اعتصاب هماهنگ و يکپارچه نيروهاي ملي در 16 مهر 1332 بر ضد کودتا برگزار شد. در اين تظاهرات همه نيروهاي ملي ودر راس آنان حزب توده ايران، جمعيت ملي مبارزه با استعمار و جبهه ملي شرکت کردند. آنروز 16 مهر را می توان نقطه آغاز اقدام مشترک نيروهاي ضد استعماري به هدف تحصيل استقلال ملي ارزيابي کرد. در پي اين تظاهرات در تاريخ 21 آبان 32، بدعوت جمعيت ملي مبارزه با استعمار بار ديگر تظاهرات وسيعي با شعارهاي ”تامين آزاديهاي دموکراتيک“، ”آزادي دکتر مصدق و ساير زندانيان سياسي“، ”طرد استعمارگران“ و ”جلوگيري از کشانده شدن ايران به دسته بندي هاي نظامي“ برگزار شد. دانشجويان با تعطيل دانشگاه و شرکت در تظاهرات 21 ابان 1332 مردم تهران عليه حکومت کودتا، همبستگي خود را با هم ميهنان خويش بثبوت رساندند.

برگزاري اين دو حرکت وسيع مردمي در 16 مهر و 21 آبان در واقع زمينه ساز حماسه 16 آذر 32 گرديد. پابپاي اقدامات خيانت آميز کودتاگران، فعاليتهاي مقاومت آميز مردم و دانشجويان نيز ادامه يافت. در 16 آذر 1332 دانشجويان دانشگاه تهران شرکت خود را در اعتراضات مردم تهران عليه تجديد روابط ديپلماتيک با بريتانيا و دعوت ريچارد نيکسون، معاون آيزنهاور رئيس جمهور وقت آمريکا، اعلام داشتند. حکومت کودتا براي جلوگيري از اين اعتراضات عده اي از نظاميان خود را براي اشغال دانشگاه فرستاد. آنها براي دستگيري دو تن از دانشجويان دانشکده فني مستقيما به کلاس درس رفتند. اعتراض استاد و دانشجويان به اين عمل وحشیانه با تهديد مسلحانه نظاميان روبرو شد. استاد و دانشجويان به عنوان اعتراض کلاس درس را ترک گفتند و رئيس دانشکده فني پس از اين عمل شرم آور و بعنوان اعتراض به نقض اصل استقلال و حرمت دانشگاه، تعطيلي دانشکده را اعلام داشت. موجي از خشم خروشان دانشکده فني را فراگرفت. فرياد ”دست نظاميان از دانشگاه کوتاه“، ”درود بر مصدق نخست وزير قانوني“، ”اتحاد مبارزه پيروزي“ از هر گوشه طنين افکند و سرتاسر فضاي دانشگاه را به لرزه درآورد. در اين هنگام رگبار مسلسل ها دانشجويان آزادي خواه و مبارز را هدف قرار داد و سه تن از دانشجويان دلير به نامهاي مصطفي بزرگ نيا (عضو رهبري سازمان جوانان توده ايران)، مهدي شريعت رضوي (عضو سازمان جوانان توده ايران) و احمد قندچي (عضو جبهه ملي ايران) به ضرب گلوله و سرنيزه از پاي درآمدند و به شهادت رسيدند. در اين يورش گزمگان استبداد، عده زيادي از دانشجويان زخمي و يا دستگير شدند. متعاقب آن در روزهاي 17 و 18 آذر مردم تهران همراه با شرکت وسيع دانشجويان و دانش آموزان دبيرستان ها، به روابط ديپلماتيک با بريتانيا، بازديد نيکسون و به ويژه يورش ددمنشانه نظاميان به دانشگاه و قتل سه دانشجوي آزادي خواه اعتراض کردند. دامنه اعتراضات چنان وسيع بود که رژيم کودتا مجبور شد تا در ظاهر از عمل نظاميان خود ابراز ندامت کند.

جاري شدن خون اين سه مبارز راه آزادي، با داشتن ديدگاه هاي متفاوت فکري در نبردگاه دانشگاه تهران هنوز هم پس از گذشت 62 سال الهام بخش دانشجويان ايران است. بدينسان 16 آذر بعنوان مظهر پيکار متحد دانشجويان ميهن دوست و آزادي خواه کشور بر ضد امپرياليسم و ارتجاع در تاريخ درخشان جنبش دانشجويي ايران به ثبت رسيد. دانشجويان ايران 16 آذر را روز دانشجويان ايران اعلام داشتند و از آن پس همه ساله با تجليل از خاطره شهيدان جنبش دانشجويي عزم راسخ خود را در راه نيل به شعار“ اتحاد، مبارزه، پيروزي“ اعلام مي نمايند.

در تمامی دوران پس از 16 آذر 1332، جنبش دانشجويي کشور به عنوان يکي از گردان هاي رزمنده جنبش مردمي ميهن نقش حساس و مهمي را در رویدادهای کشور ایفاء کرده است. و در غیاب فعالیت آزاد احزاب و سازمان های سیاسی مترقی و آزادیخواه نقش مهمی هم به عنوان حلقه واسط بين گردان هاي رزمنده جنبش را به عهده دارد. در چنین شرایطی، تلاش در راه پيوند زدن جنبش هاي اجتماعي دانشجويان، جوانان، زنان و کارگران و زحمتکشان کشور و جهت سياسي دادن به اين مبارزه از جمله مسايل مهمي است که بدوش جنبش دانشجويي کشور قرار گرفته است.

در جریان انقلاب بهمن شکوهمند 1357 جنبش دانشجویی نقش بی بدیلی ایفا کرد. دانشگاههای سراسر کشور مرکز سازمانگری، روشنگری وافشای جنایت های رژیم پهلوی بود. پیوند جنبش دانشجویی با مبارزات توده های مردم بویژه جنبش کارگری انقلاب را قطعی و غیر قابل برگشت کرد.

تحربه سالهای پس از انقلاب نشان داده است که سرکوب جنبش دانشجویی همزمان بوده است با یورش به هدف های مردمی انقلاب. نیروهای ارتجاعی که در خانه انقلاب لانه کردند تا آرمانهای آنرا از درون تهی کنند، در وهله اول جنبش دانشجویی را هدف قرار دادند. از فردای انقلاب با تعطیلی مراکز آموزش عالی سراسر کشور و خانه نشین کردن دانشجویان و اساتید دانشگاهها، تحت عنوان “انقلاب فرهنگی” با هدف تصفیه دانشجویان و استادان انقلابی از دانشگاهها، و سپس پر کردن کلاس های دانشگاهی از افراد بی سواد و کم سواد، تحت نام سهمیه بسیج و دیگر ارگانهای حکومتی، پاکسازی مدام و متداول دانشجویان آزاد اندیش حهت اسلامی کردن دانشگاهها، ستاره دار کردن دانشجویان در کنار سرکوب، کشتار و زندانی کردنشان به اتهامات واهی، از جمله اقداماتی است که بر علیه جنبش دانشجویی انجام داده اند. علیرغم این حنبش دانشجویی کشور برای لحظه ای هم از فعالیت و نقش مهمی که به عهده دارد باز نایستاده است. در تمام تحولات اجتماعی وحنبش های اعتراضی سالهای اخیر نقش مهم و پیش قراولی خود را حفظ کرده است.

بی جهت نیست که آقای خامنه ای راه و بیراه با حمله به دانشجویان به ویژه دانشجویان ترقی خواه خواستار تغییر فضای سیاسی و علمی دانشگاه ها در راستای اهداف رژیم می شود. این مواضع و تلاش ها ناشی از نقش پر اهمیت جنبش دانشجویی در مجموعه جنبش دمکراتیک و آزادی خواهانه میهن ماست. در سال های اخیر با رشد کیفی جنبش دانشجویی، بر میزان و سطح همبستگی آن با دیگر گردان های جنبش مردمی به ویژه جنبش کارگری و زنان افزوده شد و در نتیجه هم این جنبش نیرومند تر و هم جنبش مردمی سراسری پرتوان تر گردیده است.

امسال در حالی به استقبال روز دانشجو می رویم که وضعیت حساسی در کشور حاکم است. از یک سو توافق جمهوری اسلامی با کشورهای 1+5 و حل مسئله هسته ای که کشور را در آستانه حنگ قرار داده بود، باعث شد تا مردم نفس راحتی بکشند. مخصوصا که سیاست های ویرانگر دولت هشت ساله احمدی نژاد کشور را در لبه پرتگاه قرار داده بود. از سویی دیگر گرچه مردم تا حدودی امیدوار شده اند که با لغو تحریم ها، اقتصاد کشور جان تازه ای بگیرد و بازار کار برای بیکاران ایجاد شود و تورم کمر شکن کمی بهبود یابد، اما این نگرانی نیز به جد وجود دارد که با باز شدن دروازه های کشور به روی اقتصاد نئولیبرالی آینده کشور چه خواهد شد. مخصوصا که پیوند نا میمون غارتگران داخلی اعم از ارگانهای دولتی و بخش خصوصی که سرمایه ای بیش از بودجه سالانه دولت را در اختیار دارند با غارتگران حهانی کشور را به کدام سمت خواهد کشید. این نگرانی جدی است از آن رو که تحربه سالهای گذشته نشان میدهد که هرجا منافع باندهای حکومتی حکم کرده است، اقدامات ضد مردمی و در ورای قانون انجام داده اند. مثل وارونه جلوه دادن اصل 44 قانون اساسی و اصولی که به آزادی های سیاسی، اجتماعی و صنفی بر می گردد. و مخالفان را ضد انقلاب، فتنه گر ونفوذی خطاب کرده اند و به سرکوب آنها اقدام کرده اند.

در اوضاع فوق العاده حساس کنونی جنبش دانشحویی ایران وظیفه خطیری بدوش می کشد. در چنین شرایطی پیوند هر