آذربایجان دموکرات فرقه سی

Azərbaycan Demokrat Firqəsi

فرقه دموکرات آذربایجان

نگاهی به حوتدث اوکرائین

جهان با دقت و نگرانی حوادث اوکرائین را دنبال می کند. پای شورای امنیت سازمان ملل به این حوادث کشانده شده است. در مسکو شورای امنیت روسیه به رئیس جمهور اختیار استفاده از نیروهای مسلح برای دفاع از جمعیت روس زبان اوکرائین را داده است. مقامات آمریکا و اتحادیه اروپا با انگشت تهدید پوتین را از دخالت در امور کریمه و اوکرائین بر حذر می دارند. از سال ١٩٨٨ و با فرو ریزی دیوار برلین، ظاهرا جهان نفس راحتی از پایان مسابقه تسلیحاتی کشید. زیرا که گارباچف «پروستریکا» را آغاز کرده بود. اما گارباچف نا بخشودنی ترین اشتباه را مرتکب شد، که به تعهدات دروغین دستگاه اداری ریگان مبنی بر عدم گسترش ناتو به طرف شرق، باور کرد.

از ١٩٨٨ به بعد بسیاری از دولتهای کوچک و بزرگ خلیج فارس، عراق، افغانستان، سومالی، یمن، چاد، لیبی، «بهار عربی» سوریه، نیجریه، اوکرائین درگیر جنگی ویرانگر و تحمیلی شده اند. میلیون ها انسان در اردوگاههای پناهندگان، بدون نان، آب، برق و ابتدایی ترین شرایط زندگی به سر می برند. شهرها، روستاها و خانه های آنها ویران گردیده و اموال آنان از بین رفته است. زیر بنای اقتصادی این کشورها به طور کامل نابود گردیده. وضعیت طوری است که دیگر کسی توجه ای به تعداد کشته ها و زخمی ها ندارد. کره شمالی وایران تهدید می گردند و علیه روسیه تحریمها به کار گرفته شده. در عوض ارزش سهام انحصارهای اسلحه سازی غرب مرتب در حال افزایش است.

غرب به رهبری آمریکا مدتها است فازنهایی حرکت به طرف شرق، یعنی تسلط بر اراضی روسیه و کل آسیا را آغاز کرده است. گلوبالیستها ظاهرأ طرح هیتلر – برلین ـ ورشو – کیف – مسکو را انتخاب کرده اند. هرچند که تا حال کشورهای غربی به خط آ ـ آ (آرخانگل – آسنرخان) که هیتلر در کتاب «نبرد من» نوشته بود، نرسیده اند. اما آنها فراتر از این یعنی تسلط کامل بر شرق را دنبال می کنند. برژینسکی معروف سالها قبل در کتاب «صحفه شطرنج» خود اذعان می دارد که برای تسلط بر روسیه بایست اوکرائین را از آن گرفت.

غرب برای دستیابی تسلط برجهان ساختارهای ویژه خود همچون بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، سازمان تجارت جهانی، ناتو و دادگاه لاهه را به وجود آورده است. طرح همگرایی یا گلوبالیزم آمریکایی بر اساس تقدس و حاکمیت پول، بر انگیختن جنگ همه علیه همه با هدف تصاحب منابع مادی، بنیاد نهاده شده است. این طرح در برگیرنده تلاشی تمامی دولتها، ملتها و ادیان مخالف غرب، نابودی ارزشهای معنوی دیگر تمدنها و تغییر مقدسات و ارزشها در اذهان مردم و جایگزینی آن با ارزشهای تقلبی تمدن غرب همانا تقدس حاکمیت پول است.

با نگاهی گذارا به وضعیت کنونی جهان می توان گفت که همگرایی یا گلوبالیزم امپریالیستی جهان را به بحرانی همه جانبه کشانده است و موجودیت کره زمین را تهدید می کند. به همین دلیل مدتهای است که در جهان تلاشهایی برای پا گرفتن آلترناتیوی دیگری درجریان است. روسیه، وارث اتحاد شوروی ابر قدرت، به دلایل مشخص در راس این تلاشها قرار دارد. اتحاد شانگهای، بریکس، اتحاد گمرکی روسیه کازاخستان – بلاروس که بعدا چند کشور دیگر به آن ملحق شدند، گسترش مناسبات با چین، هند، برزیل و کشورهای آمریکای لاتین در راستای این تلاشها هستند.

اتحادیه اروپا به دستور ایالات متحده آمریکا برای جلوگیری از این پروسه ساختار ویژه ای درسیمای سازمان همکاریهای شرق برای مبارزه در راه اشاعه گرایشات تمدن غربی میان خلقها و دولتهای سابق اتحاد شوروی تشکیل دادند. در گذاشته آنها گرجستان را به تقابل نظامی با روسیه تحریک کردند. پس از شکست تلاشهای خود را بر ملداوی و اوکرائین متمرکز ساختند. در اجلاس سازمان همکاریهای شرق در “ویلینوس” می بایست بر جدایی کامل اوکرائین از روسیه صحه گذاشته می شد، ولی با تلاشهای دیپلماتیک روسیه، آنزمان اوکرائین ازامضاء سند نزدیکی به اتحادیه اروپا امتناع ورزید.

در نهایت غرب به سازماندهی «یورومیدان» دست زد و از هرگونه کمک مادی، معنوی به آن دریغ نکرد. در وهله اول تقابل «یورومیدان» با حاکمیت رسمی اوکرائین در چهارچوب وحدت با اتحادیه اروپا اتحاد گمرکی با روسیه بود. غرب در این میدان نیز شکست خورد ونهایتا غرب دمکرات سیمای واقعی خود یعنی زور و تجاوز را به نمایش گذاشت.

ربا خواران جهانی بمنظور دست یابی به اهداف خود از همان تکنولوژی دهه چهل قرن بیستم استفاده می کنند. در دهه چهل با استفاده از بحران جهانی آنها برای نازیسم هیتلری حساب باز کردند. تمامی اروپا را به او دادند و با این نیرو آن را به طرف اتحاد شوروی سوق دادند.

اکنون نیز بحران جهانی وجود دارد و ربا خواران جهانی نیز احتیاج به جنگ گرم دارند. برای شعله ور ساختن این جنگ آنها دوباره بر روی فاشیستها حساب باز کرده اند. این بار قرغه به نام طرفداران «ستپان باندر» افتاده است. در جنگ جهانی دوم لشکر فاشیستی «گالیچینا» که از طرفداران «ستپان باندر» بودند، یکی از جنایتکارترین لشکرها در ارتش هیتلر بود. حال آنان از لحاظ تسلیحاتی، مالی و معنوی بشدت حمایت می شوند و ماسک «مبارزین راه عدالت» را بر چهره آنها زده اند.

هدف اصلی رباخواران جهانی تضعیف موقعیت روسیه می باشد که مانع تسلط آنها برجهان است. و تبدیل اوکرائین به سکوی پرش برای هجوم نهایی به روسیه و بلاروس با هدف نابودی کامل این تمدن و تسلط بر منابع غنی این اراضی است.

حوادث به خوبی نشان می دهد که آمریکا و اتحادیه اروپا برای جنگ می کوبند و مردم اوکرائین را به گوشت دم توپ تبدیل کرده اند. دیگر واضح است که به اصطلاح «دولت انقلابی» اوکرائین نه منافع زحمتکشان اوکرائین بلکه منافع صاحبان خود را در نظر دارد. قوانینی که دولت تازه اوکرائین از مجلس گذرانده، نه در خدمت مردم، نه ملی کردن بانکها و صنایع مادر، نه در جهت برقراری صلح اجتماعی در کشور و ثبات کارموسسات و کارخانه ها، بلکه قوانینی هستند که در خدمت بر افروختن دوباره جنگ است.

حوادث اوکرائین یک بار دیگر نشان داد، که سیاست مدارا با تجاوزگران از طریق عقب نشینی های مداوم در مقابل خواستهای غیر قانونی آنها فقط باعث تقویت و تحریک فاشیستها می گردد. اکنون این نیروها می خواهند روسیه را مجبور به عقب نشینی در مقابل فاشیزم کنند، آنهم درایام ٧٠ سالگی آزادی کریمیه و تمامی اوکرائین از اشغالگران فاشیست آلمانی. آمریکا و اتحادیه اروپا درسهای جنگ جهانی دوم را فراموش کرده اند و تصمیم دارند طرح هیتلری حمله به روسیه را به اجرا گذارند.

در اینجا باید به مسئله ای بسیار مهم، آنهم تغییرات جدی در سیاست خارجی دولت روسیه اشاره کرد. اکنون سیاست خارجی روسیه بسیار دقیق انعکاس دهنده منافع ملی این کشور است. البته آغاز چرخش در سیاست خارجی روسیه به فوریه ٢٠٠٧ بر می گردد. که به طور غیر منتظره ای برای همه، در کنفرانس مونیخ در رابطه با امنیت اروپا، رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین به طور ناگهانی عملکردهای ناتو را بشدت مورد انتقاد قرار داد. از آن زمان این چرخش بسیار کند و نا مطمئن در جریان بود. امروز می توان گفت که برای اولین بار پس از ٢٣ سال روسیه دقیق واستوار، راه دفاع قاطعانه از منافع ملی خود را در پیش گرفته است. البته در غرب آن را «جنگ سرد» می نامند.

در پایان باید قید کرد، که مردم روسیه تمام متحدین روسیه و تمامی نیروهای ضد گلوبالیزم آمریکایی در جهان، در اینکه روسیه بتواند این هجوم همه جانبه غرب را دفع کند و از موضع دفاع به موضع مجبور کردن دشمن به صلح و همکاری برسد، ذینفع هستند.