آذربایجان دموکرات فرقه سی

Azərbaycan Demokrat Firqəsi

فرقه دموکرات آذربایجان

نگاهی اجمالی …

جنگ در منطقه خاورمیانه، بخصوص در کشورهای عراق و سوریه، با شدت روز افزونی ادامه دارد و موجب به بار آوردن تلفات و خسارات جانی و مالی گسترده و غیر قابل جبرانی در این کشورها شده است. اما دراین نوشتار بیشتر تحلیل سیر حوادث و رویدادهای جامعه عراق مورد نظر است.

یکی از ویژگی های جامعه عراق ترکیب متنوع ملی و مذهبی این کشوراست. کشور عراق به سه منطقه عرب شیعه، عرب سنی و کردها تقسیم شده است. اکثریت جمعیت آن متعلق به عربهای شیعه می باشد. ولی از سال 1299 که عراق بعنوان یک کشور مستقل اعلام موجودیت نمود، با مداخله و صلاحدید کشورهای خارجی بخصوص انگلستان حاکمیت سیاسی عراق به عربهای سنی واگذار گردید. این هم به دنبال ذهنیت باقی مانده از زمان تسلط امپراطوری عثمانی بود که شیعه ها را به حاشیه سیاسی رانده بودند. انگلیسی ها هم مصلحت خود را در انطباق با سیاست زمان عثمانی دیدند. از آن پس حکومت های نوبتی که یکی پس از دیگری در عراق به حاکمیت رسیدند، تنها ویژگی اشان مبارزه بر سر قدرت (بین جناح های خودی) بود. در رابطه با حقوق شیعیان و کردها همان سیاست دیکتاتوری، دیکتاتورهای قبلی را اعمال می کردند و تغییرات درهرم حاکمیت هیچگونه دستاوردی برای احقاق حقوق شیعیان و کردها به همراه نداشت. به همین دلیل هم شیعیان و هم کردها در تمام این سال ها برای بدست آوردن حقوق انسانی خود، در حال مبارزه بودند.

بعد از پایان جنگ سرد، آمریکا در چارچوب به اجرا در آوردن “نظم نوین جهانی” و سیاست منطقه ای و خاورمیانه ای خود سرنگونی رژیم صدام حسین را در دستور کار قرار داد. هدف آمریکا برآن بود و هست که رژیم های مخالف خود را به هر طریقی سرنگون کند و مدل اقتصادی ـ اجتماعی، لیبرال دمکراسی را که هم تامین کننده ثبات سیاسی نسبی این کشورها و هم تامین کننده منافع اقتصادی و سیاسی جهان سرمایه داری باشد را جای گزین کند.

به همین خاطردر سال 1383 آمریکا با مداخله مستقیم و با جنگی ویرانگر، توانست رژیم صدام حسین را سرنگون کند. اما در کشور عراق به خاطر ویژگی هایی که به آن اشاره شد، ثبات سیاسی مورد نظرغرب تامین نگردید. زیرا احزاب سیاسی با گرایشات ملی و دینی مختلفی بویژه شیعان، سنی ها و کردها سهم خود را از این تغییرات طلب می کردند. بدین ترتیب جامعه از نظر گرایشات سیاسی نیز به سه قطب سنی ـ شیعه و کردتقسیم گردید.

شعیان در جریان تدوین قانون اساسی عراق و مذاکرات مربوط به آن خواهان سیستم فدرالی بودند. کردها نیز هم چنین. ولی عرب های سنی بدلیل ذهنیت تمامیت خواهی مبتنی بر ناسیونالیسم عربی با آن مخالفت نمودند و نگران تجزیه عراق در پروسه بعد از فدرالیزه شدن آن . بدین ترتیب سنگ اول از همان ابتدا کج گذاشته شد. وهیچ وجه مشترکی که بیان کننده یک عراق متحد ویک پارچه باشد، در جامعه عینیت پیدا نکرد. شیعان بدلیل داشتن اکثریت به حکمران اصلی در سیستم سیاسی عراق تبدیل شدند. ولی سنی های عراق حاضر به پذیرفتن دست بالا بودن شیعیان نشدند. در مقابل شیعه ها نیز از هر فرصتی برای تضعیف سنی ها و تقویت مواضع خود استفاده کردند. این تقابل و رویارویی در زمان نخست وزیر نوری المالکی به اوج خود رسید.

در سال 1383شعبه القاعده عراق یعنی “داعش” نیز به وجود آمد و به انجام عملیات تروریستی پرداخت. نوری المالکی مقامات درجه اول سنی ها از جمله طارق هاشمی معاون رئیس جمهور را متهم به حمایت و سازماندهی ترور در عراق نمود و او را مورد پیگرد قانونی قرار داد. هاشمی مجبور به ترک عراق گردید. اول به قطر و بعد به ترکیه رفت و نقش مهمی را در رهبری سنی های ناراضی بر علیه مالکی ایفاء نمود. مالکی نیز برای سرکوب سنی ها اقدامات وسیع امنیتی را به اجرا در آورد و هزاران نفر را در مناطق سنی نشین به زندان انداخت. که به گفته مقامات دولت فعلی (دولت عبادی) تعداد زیادی از آنها بی گناه بوده اند. و دولت عبادی مجبور به آزاد کردن سه هزار نفر از آنها شد.

دولت نوری مالکی از سویی دیگر با کردها نیز از سیاست عدم تفاهم و سازش بر آمد. اختلافات اصلی میان کردها و دولت مرکزی عراق عبارت از سه مورد زیر است:

ــ اجرای ماده 140 قانون اساسی که بر اساس آن دولت مرکزی عراق و کردها می باست تا سال 1386 سرنوشت مناطق مورد اختلاف میان دوطرف، بخصوص شهر کرکوک را حل و فصل کنند.در این رابطه کمیسیونی نیز تشکیل گردید، ولی تا کنون به نتیجه قطعی نرسیده است. ــ

تدوین قانونی برای استفاده از استخراج، صادرات و فروش نفت و گاز بین طرفین ــ اجرای تعهدات دولت مرکزی عراق در قبال مسائل حقوقی پیشمرگ های کردستان. اینها از جمله موارد مورد اختلافی است که تا کنون میان دولت مرکزی عراق و دولت اقلیم کردستان لاینحل مانده است.

حمله داعش در تابستان 1393 نقطه عطفی در تشدید بحران عراق شد. بدین ترتیب داعش موفق شد بخش وسیعی از خاک عراق را اشغال نماید. ماهیت و شکل گیری داعش موضوع دیگری است که باید جداگانه به آن پرداخت. ولی اگر بخواهیم به نتایج این هجوم اشاره کنیم باید گفت که ظهور داعش در منطقه از جمله در عراق باعث حضور و دخالت هر چه بیشتر قدرت های جهانی و منطقه ای در خاک عراق گردید. که آن هم عواقب خاص خود درآینده این کشور خواهد داشت.

باید اشاره کرد که پیش بینی تاثیر عواقب حضور نیروهای بیگانه در خاک عراق بستگی به چگونگی تغییر و شکل گیری تناسب نیروهای داخل این کشور دارد. تقویت نظامی و حمایت های سیاسی و دیپلماتیک جهانی از کردهای عراق و سوریه عامل مهمی است که می تواند در آینده وضعیت ژئو سیاسی و جغرافیایی منطقه بویژه عراق تاثیر گذار باشد. و در نتیجه نهایی از نظر زمانی هرچه بیشتر این بحران ادامه یابد، شرایط برای تحکیم حضور قدرت های جهانی و منطقه ای بیشتر خواهد شد. و در این بازی خطرناک و سرنوشت ساز بازنده اصلی مردم و برنده کشورهای مداخله گر می باشد.

جامعه عراق از نظر ذهنی و تمایلات سیاسی و ایدئولوژیکی آمادگی نظام فدرالیسم را دارد. کارشناسان امور عراق بر این باورند که تنها راه حلی که می تواند به بحران عراق خاتمه دهد، وجود یک ساختار سیاسی فدرال و حضور یک پارچه مردم با هر گرایش دینی، سیاسی و ملی در سرنوشت کشور است. تنها اراده خلقها است که در نهایت مهر خودرا برای پایان دادن به هر بحرانی خواهد زد.