آذربایجان دموکرات فرقه سی

Azərbaycan Demokrat Firqəsi

فرقه دموکرات آذربایجان

غاز سال تحصیلی و آرزوی تحصیل به زبان مادری

تحصیل به زبان مادری آرزویی است که سال ها کودکان مناطق غیر فارس انتظار بر آورده شدن آن را دارند.

بازگشایی مدارس امسال هم بدون حضور زبان مادری کودکان آذربایجانی، کرد، بلوچ، عرب و … آغاز می شود. سرپرست آموزش و پرورش اعلام کرد: سال تحصیلی جدید با حضور ۱۲ میلیون و ۳۰۰ هزار دانش آموز از روز دوشنبه اول مهرآغاز می‌شود. بخش بزرگی از این تعداد دانش آموز فرزندان ساکنان مناطقی هستند که با زبان فارسی آشنایی کلمل ندارند و یا با آن بیگانه اند. تحصیل به زبان مادری از اصلی ترین خواست  ساکنان این مناطق است که سالهای متمادی برای برآورده شدن آن مبارزه کرده اند.

سید جعفر پیشه وری بنیانگذار و نخستین رهبر فرقه دمکرات آذربایجان، در اولین سخنرانی خود پس از انتشار بیانیه 12 شهریور1324،  تدریس به زبان مادری را  یکی از اصول و اهداف بنیادی بیانیه دانست و تاثیر عدم اجرای آن را چنین ارزیابی کرد: “ممنوعیت خواندن و نوشتن به زبان مادری به معنی جلوگیری از تکامل فرهنگ است”. به بیان پیشه وری جلوگیری از آموزش به زبان مادری فقط ظلم و ستم به بخش بزرگی از فرزندان کشور نیست. بلکه  به فرهنگ کشور نیز لطمه جدی وارد میکند.

ایران کشوری است کثیر المله. خلق های ساکن  کشور در مجموع  ملت ایران را تشکیل میدهند. درذ نتیجه هیچ خلقی بر خلق دیگری ارجحیت ندارد. ساکنان ایران جدا از رنگ پوست و زبان قرن هاست  برادرانه در کنار یکدیگر زندگی کرده اند. دوشادوش از استقلال کشوردفاع نموده اند و با متجاوزان جنگیده اند. در سختی ها و مشکلات در کنار هم بوده اند و در سازندگی و پیشرفت کشور با تمام وجود کوشیده اند. براستی اگر همدلی و همنوایی  خلق های ایران نبود،  امروز کشوری به نام ایران وجود نداشت. همین اتحاد و همبستگی اگر با موانع و کارشکنی های دولت ها روبرو نمی شد، بدون شک در رشد و ترقی کشور کمک زیادی می کرد. عقب ماندگی اقتصادی و فرهنگی کشور نتیجه عملکرد غلط دولت هایی است که به جای استفاده از نیروی مادی و معنوی همه اهالی کشور در امر سازندگی و پیشرفت، تلاش کرده اند تا  تقابل و تضاد را بین مردم رایج کنند. تئوری تکزبانی  یکی از همین شیوه های شوونیستی و نادرستی است که سالها برنظام آموزشی ما تحمیل شده است. این نظریه با روی کار آمدن رضا شاه شدت بیشتری گرفت که متاسفانه تا به امروز نیز ادامه دارد. گرچه نسبت به گذشته از هوادران این تئوری کاسته شده  اما هنوز هستند کسانی که به حکم منافع و یا نا آگاهی به اشکال  مختلف از آن دفاع می کنند. از آن جمله اند حاکمان جمهوری اسلامی که علیرغم صراحت در اصل پانزدهم قانون اساسی که تدریس به زبان مادری  را مجاز دانسته، تا کنون از اجرای آن سر باز زده اند.

از سویی دیگر همزمان آزادیخواهان، روشنفکران و متفکران میهن دوست بر علیه تئوری تکزبانی مبارزه کرده اند وکوشیده اند تا تدریس به زبانی مادری بعنوان یکی از اصلی ترین خواست های مردمی به نظام آموزشی کشور افزوده شود.این افراد گاهی با اتهام جاسوسی برای بیگانگان و یا تجزیه طلب مورد مواخذه حاکمان قرار گرفته و بهای سنگینی هم پرداخته اند. با این حال مبارزه ادامه پیداکرده است.

 در آذربایجان از بدو شروع تحصیلات به سبک نوین در دنیا اقداماتی صورت گرفت، بنیانگذار آموزش به شیوه جدید در ایران میرزاحسن رشدیه بود، به همت او تا ابتدای روی کارآمدن رضاشاه کتابهای “وطن‌دیلی” تالیف میرزاحسن رشدیه و کتاب “آنادیلی” نوشته میرزاعبدالرحیم در مدارس آن زمان آذربایجان تدریس می‌شد.  معلم و شاگرد نیز به زبان آذری  صحبت می کردند. بدین ترتیب در طول چهل سال از ابتدای شروع تحصیلات نوین در آذربایجان، نه تنها این زبان تدریس شده، بلکه اصولا سایر دروس نیز از جمله  درس فارسی و عربی نیز با زبان آذری  درس داده می شده است. در آن سالها دانش آموزان آذربایجانی به راحتی به زبان خود می‌خواندند و می‌نوشتند، در انقلاب مشروطیت نامه‌ای توسط دانش‌آموزان مدارس تبریز به انجمن ایالتی نوشته شده و توسط نمایندگان آنان در صحن انجمن ایالتی آذربایجان خوانده‌ شده، این نامه  به آذری سلیسی نوشته شده ا‌ست و نثر شیوای آن حکایت از سطح بسیار بالایی از سواد دانش اموزان آذربایجانی به زبان مادری در یک قرن پیش دارد. بعدها  دردولت خودمختار آذربایجان نیز، تدریس به زبان آذری در کنار زبان فارسی رسمیت پیدا کرد. با این که عمر دولت ملی آذربایجان کوتاه بود،  شور وشوقی که در میان کودکان آذربایجانی برای آموختن بوجود آمده بود.غیر قابل توصیف است. پس از سرکوب دولت خودمختار آذربایجان توسط محمدرضا شاه با همکاری بیگانگان فرزندان آذربایجانی یک بار دیگر از آموزش به زبان مادری محروم شدند. کتاب های درسی آنان از مدارس جمع آوری و سوزاده شد.

  آمارها  نشان میدهد علیرغم اینکه آذربایجان از ده- پانزده سال قبل از انقلاب مشروطه، دارای مدارس نوین شده‌، پس از گذشت 120 سال نه تنها بیسوادی ریشه کن نشده، بلکه به علت افت مستمر تحصیلی به تدریج از رده اول باسوادی کشور سقوط و  در کنار ده استان کم‌سواد کشور نشسته است، علاوه بر استانهای آذربایجان، استان‌هایی نظیر کردستان، بلوچستان  و …. نیز که اکثریت اهالی آنجا فارس نیستند نیز جزو همین دسته، به حساب می آیند. جالب توجه است که از ده استان دارای بالاترین درصد باسواد، هر ده تای آنها بدون استثنا استان‌هایی هستند که اکثریت کودکان آنجا به زبان مادری خود (فارسی) تحصیل می‌کنند.

نا گفته پیداست که بخش بزرگی از کودکان کشورمان در خانه به زبان دیگری صحبت می کنند. با ورود به کلاس درس با مشکل جدی زبان روبرو می شوند. زمان زیادی لازم دارند تا با زبان کتاب های درسی خو بگیرند. همین مسئله به گفته کارشناسان افت تحصیلی جبران ناپذیری برای این گروه از کودکان کشور در بر دارد. از سویی دیگر عدم تدریس زبان ملی در مدارس ایران ، آشنایی کودکان را با شکل نوشتاری و ادبی زبان مادری خود نیزدشوار می کند. همین مسئله مشکل دوگانه ای برای کودکان مناطق ملی و قومی بوجود می آورد.

 دکتر علیرضا شریفی، عضو پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش، در باره افت تحصیلی در مقاطع ابتدایی و راهنمایی به عوامل گونگونی اشاره می کند. و می گوید: “در کشور ما، نرخ افت تحصیلی با توجه به استانداردهای جهانی بالاست که همین مسأله نگرانی‌هایی را به دنبال می‌آورد. مهمترین عوامل افت تحصیلی، نیروی انسانی و معلم است. یک معلم باید به مبانی تعلیم و تربیت، روانشناسی کودک و محتوای درسی که تدوین می‌کند، آشنا باشد. از سویی برخورداری از امکانات آموزشی مثل کارگاه و آزمایشگاه نیز بسیار مهم است. … امکانات آموزشی متنوع  مدرسه خوب، معلم خوب، ‌کلاس و معلم خصوصی، کتاب‌های کمک آموزشی مناسب فقط بخشی از امکانات آموزشی تلقی می‌شود که همواره بخش اعظم آن نصیب تعدادی از دانش‌آموزانی می‌شود که در مناطق برخوردار زندگی کرده و از نظر اقتصادی در سطح قابل قبولی قرار دارند. البته در بسیاری مواقع سهم عده زیادی از دانش‌آموزان هم از این قبیل امکانات تقریباً صفر معنی می‌شود. حتی در همین مناطق برخوردار هم امکانات خوب، توزیع یکسانی ندارد.  معلمان با تجربه، کار بلد و صاحب ایده‌های خلاقانه هم بیشتر خواهان تدریس در مناطق و مدارسی هستند که از هر نظر قابل قبول است. بنابراین کمتر کسی را پیدا می‌کنید که حاضر باشد در محدوده‌ای جغرافیایی که نام «محروم» بر آن نقش بسته خدمت کند مگر به اجبار. تصور کنید دانش‌آموزی همه سال‌های قبل از مدرسه رفتن را در منطقه‌ای زندگی کرده که زبان مادری‌ غیر از زبان فارسی بوده است و فقط به زبان مادری‌اش تکلم می‌کرده است و حالا که وارد کلاس اول شده، به ناچار باید فقط با زبان فارسی حرف بزند که تاکنون تقریباً با آن بیگانه بوده است. ناگفته پیداست بخش زیادی از آمار افت تحصیلی را این قبیل دانش‌آموزان در مناطق دو زبانه رقم می‌زنند که بیشتر نادیده گرفته می‌شود”.

مطابق آمارهای جهانی در حال حاضر پنچ و نیم میلیارد از جمعیت شش و نیم میلیاردی جهان به زبان مادری خود تحصیل می‌کنند؛ یعنی 83 درصد جمعیت جهان از تحصیل به زبان مادری بهره مندند. و تنها یک میلیارد نفر، یعنی هفده درصد که شامل صدها گروه زبانی‌اند و عموما نیز اقلیت‌های کوچکی در کشورهای متبوعه خود را تشکیل می‌دهند، از امکان تحصیل به زبان مادری محرومند. بنابر این در اغلب نقاط جهان مسئله تدریس به زبان مادری تقریبا حل شده و تنها شامل هفده درصد مردم می‌شود که با این مشکل هنوز روبرو هستند، حال آنکه در ایران این مسئله شامل حال دوسوم (شصت و هفت در صد) اهالی اعم از آذری و کرد و عرب و بلوچ و ترکمن و …. می شود. حال پس از سپری شدن حدود 120سال از اجرای آموزش به شیوه نوین و با گذشت ۳ دهه از انقلاب سال 57 ، كه يكي از اهداف آن رسيدن همه اقوام ساكن دركشور به حقوق  برابر و مدني خود و رهايی از سياست های نژادی و شوونيستی سلسله شاهنشاهي بود ، هنوز تدریس به زبان مادری برای بسیاری از کودکان اقوام ساكن در ايران یک آرزوی دست نیافتنی است این خواست بخش زيادی از جامعه ایران ، تابه حال جامه عمل نپوشیده است.