آذربایجان دموکرات فرقه سی

Azərbaycan Demokrat Firqəsi

فرقه دموکرات آذربایجان

25 سال از قتل عام زندانیان سیاسی گذشت

با گذشت ربع قرن ابعاد این فاجعه هنوز مشخص نیست

در مرداد و شهریور ماه سال 1367 یکی از تکان دهنده ترین فجایع تاریخی بشری در کشور ما رخ داد. در این دو ماه هزاران تن زندانی سیاسی قتل عام شدند. گروهی از جانباختگان حتی دوران محکومیتشان تمام شده بود. و گروه کثیری از آنان هنوز دردادگاههای رژیم محکوم نشده بودند. کشتاری که بدون شک با تمام معیارهای انسانی  در تضاد است و به درستی  افکار عمومی جهان این عمل را جنایت علیه بشریت نام نهاده است.

نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی پیکرهای بی جان این کوشندگان راه آزادی را شبانه در گورهای دسته جمعی و بدون نام و نشان به خاک سپردند و خانواده های این جانباختگان را برای همیشه از حق سوگواری بر مزار عزیزانشان محروم کردند. این آزادگانِ که در ده ها گورستان همچون گلزار خاوران، در سراسر ایران برای همیشه خفته اند. جانباختگان راه آزادی ایران به رغم گورهای بی نام و نشان، برای همیشه در یاد و حافظه تاریخی مردم ایران خواهند ماند، و گلزارهایی همچون خاوران میعادگاه آزادگانِ نسل های آینده خواهد بود. هر ساله  دهم شهریور ماه آزادیخواهان ایران همراه با خانواده قربانیان این روز را بعنوان روز شهدای فاجعه ملی گرامی میدارند.

دولتمداران غربی و رسانه های بی شمارشان در حالیکه شبانه روز در دفاع از”حقوق بشر” می گویند و می نویسند. از کنار فاجعه ای به این بزرگی براحتی گذشتند. سکوت غرب از طرف آزادیخواهان کشور یک نوع همصدایی با عاملان کشتار زندانیان سیاسی تلقی شد و این فکر را تقویت کرد که،  هر دوی آنان به فکر انتقام از نیروهایی هستند که با شرکت در انقلاب بهمن و دفاع از آرمان های مردمی آن، به منافع آنها لطمه وارد کرده اند.

کشتار و پاکسازی جامعه از دگراندیشان پس از فاجعه ملی، پایان نیافت. ترورهای خارج و داخل کشور و قتل های زنجیره ای کشتار در کوی دانشگاه با عاملانی چون سعید امامی و قاضی مرتضوی همچنان ادامه یافت. در حقیقت، سکوت مرگبار مسئولین جمهوری اسلامی  به رهبری خامنه ای تایید و تشویقی برای ادامه این جنایات هولناک بود.

ادامه این روش را در سرکوب خونین فعالین مدنی و سیاسی خلق های ساکن کشور از جمله معترضین به خشک شدن دریاچه ارومیه می توان دید و بویژه می بینیم که پس از اعتراض میلیونی مردم به کودتای انتخاباتی سال ۸۸ و خیزش مردمی جنبش سبز، دوباره ما با موج جدیدی از سرکوب، دستگیری، اعدام و ناپدیدشدنِ کوشندگان مدنی و اجتماعی روبرو هستیم. کهریزک ها پس از خرداد 88، روزهای سیاه دهه فاجعه ملی قتل عام زندانیان سیاسی را یاد آوری می کند. در این سالها بخش بزرگی از نیروهای درون حاکمیت که در مقابل جنایات رخ داده مهر سکوت بر لب زده بودند خود قربانی چنین سیاستی شدند. طبیعی است که عدم پی گیری و سکوت در باره کشتارهای این دوره و فاجعه ملی قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، زمینه ادامه سرکوب و جنایت تا امروز بوده است. بدیهی است دیر یا زود ابعاد این جنایت رو خواهد شد.  آمران و عاملان آن شناخته و به دست عدالت سپرده خواهند شد.در این میان کسانی که با سکوت خود به ادامه چنین جنایاتی یاری می رسانند، خواسته یا ناخواسته در تداوم چنین جنایاتی شریک خواهند بود.

مبارزه در راه شناسایی عامران وعاملان این جنایت ها وظیفه تمام نیروهای میهن پرست و ترقی خواه کشور است.  شرایط  برای بازپس زدن نیروهایی که با توسل به زور و سرکوب و کشتار حاکمیت می کنند، آماده تر است.