آذربایجان دموکرات فرقه سی

Azərbaycan Demokrat Firqəsi

فرقه دموکرات آذربایجان

افزایش بحران فراگیر

کمتر از دو ماه به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است. آرایش نهایی نیروها هم چنان در ابهام است. پیش بینی و حتی حدس وگمان در باره سرانجام هم آوردها مشکل شده است. بازیگران صحنه سیاست کشور در تصمیم گیری قطعی هر کدام منتظر دیگری است. همه با چراغ خاموش حرکت می کنند.

علل و دلایل این پیچدگی چیست؟

اصلاح طلبان با جدیت، پیگیر دعوت خاتمی به حضور در انتخابات هستند. از اواخر اسفند 91 تا کنون جهت متقاعد کردن خاتمی برای کاندیدا شدن نامه های زیادی انتشار یافته است. جمعی از وزرا و استانداران دولت اصلاحات، استادان و دانشجویان اصلاح طلب و سبز، گروهی از اساتید و طلاب حوزه علمیه قم، خانواده شهدا و زندانیان جنبش سبز و جمعی از زندانیان سیاسی  و بسیاری دیگر، همگی آقای خاتمی را به احساس مسئولیت نسبت به اوضاع خطیر جاری فرا خوانده اند. خاتمی اما تردیدها رهایش نمی کنند. رئیس دولت هشت ساله اصلاحات، رهبر و خود کامگی هایش را خوب می شناسد. مقابله با آن را یا در توان خود نمی بیند و یا در اوضاع کنونی به مصلحت نمی داند. در چهار چوب تناسب قوای درونی حاکمیت و فعال مایشاء بودن باندهای نظامی ـ امنیتی، اجرای بدون تنازل قانون اساسی را نا ممکن می داند. انجام  وظایف ریاست جمهوری دفاع از حقوق ملت، برایش چالش پر تنشی است. او بخوبی می داند که به محض اعلام آمادگی برای کاندیدا شدن، باید جنبشی را رهبری کند که در چهار سال گذشته سرکوب شده، به انزوا کشانده شده و نفس در سینه حبس کرده است. منتظر گشایش راه حضوری است که کارزار انتخاباتی می تواند در اختیارش بگذارد. اینکه فراز این جنبش به کجا خواهد کشید، چقدر در محدوه خط کشی های رژیم قابل کنترل است و هزینه های احتمالی آن چقدر خواهد بود، هیچ کس تضمینی نمی تواند بدهد.

از سوی دیگر چنانچه این دغدغه ها و تهدیدهای پنهان و آشکاری که علیه رئیس جمهوری پیشین جریان دارد کارگر شود و وی را از نامزد شدن برای انتخابات باز دارد، آنگاه جمع آوری نیروهای اصلاح و تحول به زیر یک پرچم کار آسانی نخواهد بود. کما اینکه از همین حالا تعدادی از چهره های درجه دوم این جریان و به احتمال در هماهنگی با بیت رهبری خود را آماده حضور جداگانه و مستقل کرده اند.

در اردوگاه اصول گرایان اما وضع به قرار دیگری است.

پس از اعلام موجودیت زود هنگام ائتلاف 1+2، ولایتی، قالیباف و حداد عادل و ائتلاف 5 گانه موتلفه ای ها و جریان همسو و حضور محسن رضایی در صحنه، جبهه پایداری هم نامزد اصلح خود را معرفی کرده است. گفته می شود کامران لنکرانی وزیر سابق بهداشت احمدی نژاد بیش از دیگران مورد تائید مصباح یزدی رهبر معنوی جبهه پایداری می باشد. جبهه تازه تاسیس حماسه سازان نیز علیرضا زاکانی دبیر کل جمعیت رهپویان انقلاب و یار غار مجتبی خامنه ای را کاندیدا کرده است. از سعید جلیلی و علی لاریجانی هم صحبت در میان است. وهنوز معلوم نیست که این پایان ماجرا باشد. هرچه هست این تراکم حضور مدعیان ریاست جمهوری در میان اصول گرایان صدای بسیاری را در آورده است. پس از علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه، تعدادی از مراجع گوش بفرمان هم، از این همه تشتت و پراکندگی اظهار نا رضایتی کرده اند.

کشمکش میان دسته بندی های گوناگون اصول گرا، برای باز توزیع رانت و ثروت و قدرت، امر دور از انتظاری نیست. اما بازی از این دست اصول گرایان باید وجوه قابل توجه دیگری هم داشته باشد که مهندسی فضای روانی انتخابات از آن جمله است.

ــ سقوط روز افزون درجه مشروعیت رژیم ولایت فقیهی ولی فقیه

 درماندگی حاکمیت یک دست راست گرایان در مدیریت بحران همه جانبه و اداره روندهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پس از هشت سال حکم روایی بلامنازع از مصادیق آشکار سترونی گفتمانی اصول گرایانه است که در راستای تامین منافع مفسدان و رانت خواران با پا فشاری و ستیزه گری به اجرا گذاشته شد و سبب ساز این همه نا بسامانی گردیده است و حالا همان گردانندگان امور بجای پاسخ دهی و واگذاری قدرت، مدعی دیگر باره حفظ تمامی آن شده اند. کاری که بدون دست کاری در شناخت و تجربه مردم و مخدوش کردن مرز میان حقیقت و دروغ بسیار دشوار به نظر می رسد. از همین جهت و با همین منظور است که با صحنه گردانی اتاق فکر حاکمیت مستقر در بیت رهبری، هر روز به شخصی از جمع اصول گرایان جبرائیل امین نازل می شود تا او احساس تکلیف کرده، ضمن برائت از احمدی نژاد و دولتش و در واقع توبه از کرده های خود و با اعلام سر سپردگی به ولی فقیه و بری داشتن او از هر گناه و مسئولیتی، خود را صالح تر از دیگر همدستان خود برای احراز مقام ریاست جمهوری می داند، استقلال فکر و عمل خود را به آگاهی می رساند. آنهم نسبت به کسانی که به هزار و یک شکل سببی و نسبی و مصلحتی پیوند داشته است. علت دیگر پراکندگی و چند دستگی میان اصولگرایان، گسترش دامنه نا امیدی نسبت به آینده این جریان است. و در عین حال افزایش نگرانی از اوج گیری روندهایی در داخل حاکمیت که با مشکلات نظام هم خوانی ندارد. صداهایی که بعضا در دفاع از اصلاح طلبان، رهبران و فعالان جنبش سبز بگوش می رسد، هم چنین وجود کسانی که از آنان به ساکتین فتنه یاد می شود، همگی می تواند حاکی از اعتراض ضمنی به قدرت دست بالای گروه بندی نظامی ـ امنیتی در قرارگاه اصول گرایان باشد.

ملاحظات پیش گفته اما به تنهایی پیچیدگی و نا روشنی در فضای انتخاباتی را توزیع نمی دهد. بعبارت دیگر نمی توان علت اساسی این امر را در چگونگی تقابل و تعامل اصول گرایان، اصلاح طلبان وطرفداران دولت خلاصه کرد. مسئله اساسی این است که کشور در آستانه جنگ، فروپاشی اقتصادی و شورش کور و استبداد بیشتر قرار گرفته است. با بر گزاری انتخاباتی که طی آن نگذارند، نتایج اش از چهارچوب منافع تنگ نظرانه و انحصارگرایانه اصول گرایان و یا اگر درست تر گفته باشیم باندهای نظامی ـ امنیتی فراتر برود، کشور از وضعی که دچار آن شده است، رهایی نخواهد یافت. از سوی دیگر فراهم شدن هر امکانی حتی اگر از روی اضطرار، به قصد گرم کردن تنور انتخابات و برای جلب مشارکت مردم باشد، ممکن است به بیداری نیروهای فروخفته ای بیانجامد که پرچم آلترناتیو وضع موجود یعنی صلح واستقلال، آزادی و عدالت را بر شانه های خود داشته باشند. این همان دو راهه ای است که حاکمیت در میانه راه آن، نگران و مردد، مانده است.